خط خطی!



پ.ن:
هرکسی یه جوری تخلیه روحی می کنه خودشو!
به مردم می گیم تمرین طراحیه، ولی خب، خودمون می دونیم چی به چیه...

پ.ن:
نظرات(درصورت وجود!) بدون نیاز به تایید نمایش داده می شن!

. عارفه . ۲۵ نظر ۱۶ خوشم اومد :)

بازی جولیکانه!

خیلی وقت بود دندونای مامان مشکل داشت و هی بخاطر کارا و مشکلات دیگه درمونش رو می نداخت عقب،

اینکه امروز مجبورش کردم که باهم بریم دندونپزشکی رو، می شه وقت گذاشتن برا مامانمون تفسیرش کرد؟

اینکه به پیشنهاد مامان از یه مسیر جدید رفتیم و مامان اون گل فروشی خیلی بزرگ میدون پاستور رو نشونم داد و من هیجان زده شدم و مامان از هیجان من خوشحال شد هم،

می شه وقت گذاشتن برا مامانمون تفسیرش کرد؟

اینکه تو اتوبوس باهم حرف زدیم و مامان درد دل کرد و من گوشِ گوش شدم براش،

و اون از غصه و نگرانی قابل پیش بینی ش گفت و من بغضم رو بخاطر چشمای مامان که عمل شده نگه داشتم، تا اشک من، اشکشو راه نندازه، چی؟

اینم میشه وقت گذاشتن برا مامانمون تفسیرش کرد؟

اگه این تفسیر قابل قبوله، منم بازی؟(اینجا)


پ.ن:
می دونم که می شد خیلی بیشتر براش وقت بذارم، کارای بیشتر و بهتری انجام بدم،

مامان هم درشرایط بهتر قطعا حوصله ی بیشتری داشت و طبعا عکس العمل بیشتر و بهتری،

اما با حال و شرایط و روزای من و افراد خانواده، بیشتر ازین ازمون برنمیاد...!

با وجود اینکه بازیکن(!) ضعیفی ام، اما بازی می کنم...

. عارفه . ۲۸ خوشم اومد :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان