شاید... اعتراف!!!

زمان بچگی م یادمه از دوتا انیمیشن ضربه عاطفی خوردم ! :|

"وایکینگ ها" و "نانوک"!

احتمالا بازم خوردم (:|) ولی این دوتا رو بیشتر یادم مونده!خصوصا وایکینگ ها!

این ویکی موهاش بلند بود،

لباسشم یجوری بود که پایینش انگار دامنه،

دوبلورشم که زن بود، صدای ریز دخترونه ای هم داشت!

همیشه هم به زور باباش رو مجبور میکرد که باهاشون سوار کشتی شه!

خب اینا همه یجوری بود که من فک می کردم ویکی دختره ! :|

بعدشم مهر تایید اینکه فک می کردم دختره می دونید چی بود ؟!

دوست صمیمی ویکی که می رفتن لب دریا باهم حرف می زدن...؟

دوستش دختر بود! :|

خب من اونموقع فک می کردم دوست آدما فقط باید هم جنس باشه دیگه ! :/

خلاصه!

یه روز که تو کشتی، باباش خطابش کرد پسرم!

اصلا دنیا برام تیره و تار شد... -__-


خب دامن پوشوندید می گیم عیب نداره لباس جنگی شون اون شکلیه ،

دوستشم که دختر بود باشه قبول هیچی نمی گیم !

صداشم می گیم خب هنوز پسربچه س می تونه شبیه دختر باشه !

آخه لامصبا !

موی اونو لا اقل کوتاه کنید براش!

چرا با احساسات یه دختر بچه بازی می کنید؟! :|


نانوک دوتا دلیل داشت که فک می کردم دختره!

اول اینکه ایشونم موهاش بلند بود! :|

دوم اینکه مدت هاقبل واسه من تعریف کرده بودن که برادرم وقتی خیلی کوچولو بوده و کلمات رو درست ادا نمی کرده به خواهرم می گفته نانوک (که منظورش از نانوک خانوم بوده)

خب شاید شمام جای من بودید با دیدن موهای نانوک و این خاطره احساس کنید نانوک خانومه! :|


واضح و مبرهن است که نانوک نیز با خطاب شدن توسط پدرش در ذهن من ویران شد.. :|

. عارفه . ۴۸ نظر ۱۹ خوشم اومد :)

نقاشی رنگ روغن (کپی)


+

اصل این نقاشی از پل سزان هستش و از سری نقاشی هایی ست که سزان از همسر خودش کشیده.

+

نظرات این پست بدون نیاز به تایید، نمایش داده می شن.

+

پیشاپیش تشکر می کنم از همه تون :)

. عارفه . ۳۶ نظر ۱۹ خوشم اومد :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان