خیلی خوبه ...

این چند روز رفتم پیشش،نشستم روبه روش ،نوازشش کردم باهاش حرف زدم ،قربون صدقه ش رفتم،ازش تشکر کردم که هست که تنهام نذاشت، که به حرفام گوش می ده

تو این مدت هروقت که حالم بد می شد دیگه سراغش نمی رفتم،تنهاش میذاشتم،می ترسیدم باعث شم حال اونم خراب شه!

اما این چند روز دلو زدم به دریا و رفتم سراغش گفتم: خیال نکنی که ولت کردمااا ،خیال نکنی تنهات گذاشتم ،خیال نکنی که مثل اول نیستم باهات،خیال نکنی که عوض شدم!

براش درددل کردم ،اشک ریختم،دستمو دور قامتش حلقه کردم و براش کلی حرف زدم،کلی درددل کردم و اون گوش داد...

همش نگران بودم که نکنه وقتی با اون حال رفتم سراغش حالش بد شده باشه...!

امروز که رفتم پیشش می دونید چی دیدم؟!

دوتا جوونه ی کوچولو زده...

ینی دوتا برگ جدید درآورده...

ینی حالش خوبه...

ینی درددل هام حالشو بد نکرد

ینی اینکه به من گوش بده رو ترجیح می ده به ترک شدن از سمت من...

ینی منو می خواد باهر حالی...

با هر حالی...

. عارفه . ۱۹ نظر ۱۴ خوشم اومد :)

مونده بود اینجا!

وقتی تصمیم گرفتم تو وبلاگ بنویسم دوتا هدف داشتم : یکی اینکه از روزمره هام بنویسم تا خالی شم ،حتی روزمرگی های پیش پا افتاده!

حال خوب ...حال بد...

هر چیزی که من توانایی نوشتنشون رو داشتم...

نه اینکه کسی وجود نداشته باشه که به حرفام گوش بده ...افراد خانواده ،دوستام ...بودن که بهم گوش بدن ولی خب طبیعتا همیشه که نبودن! فک کردم شاید وبلاگ همیشگی تره ... اینجا گوش ها بیشتره، راحتی بیشتره... نمی دونم... ولی اینجا بیشتر راضی م می کرد...

اینکه بگید چون اینجا مجازیه به معنی ای که اکثریت می گن رو قبول ندارم.

من اینجا هیچ نقابی نزدم! اینجاچیزی که با تو واقعیت متفاوت بود این بود که شاید تو واقعیت جلوی یه جمعی به تنهایی صحبت کردن برام سخت باشه صدام بلرزه دست و پام بلرزه اینجا هم وقتی پست می ذارم یه استرسی میاد تو وجودم قلبم تند می زنه ولی قطعا کسی نمیبینه و متوجه نمیشه! این و ازقبیل این چیز ها شاید بشه پنهان شدن تو شخصیت مجازی همین! اما آدما ذاتشونو که نمی تونن پنهان کنن!

عقیده من اینه...

بگذریم...!

هدف دیگه م این بود که طراحی ها و نقاشی هام که حکم تمرین دارن نه یه تابلو رو اینجا بذارم که جسارتم برای نمایش کارهام بره بالا...که از نشون دادن کارهام خجالت نکشم!

همیشه یه مدت زمانی طول می کشه تا یه نفر تو یه کاری پیشرفت کنه و این مدت زمان برای هر کسی متفاوته...

من در حال حاضر اینم ،شاید ضعیف نسبت به خیلی ها، اما خب اینه و قطعا با گذر زمان و تمرین بهتر خواهد شد!

اینم بگذریم...

چند وقته که حالم مال خودم نیست! بخوام واضح تر بگم :بخش اعظم حالم مال خودم نیست!

حالم ...خوب یا بد بودنش به یه نفر دیگه بستگی داره ...

این نه اغراقه نه هیچ چیز دیگه...!

نمی تونم و نمی خوام واضح تر ازین بگم!

اگه کم سر زدم ،کم نوشتم ،کم بودم، و از همون نقاشی ها و تمرینا بیشتر گذاشتم، خرده نگیرید!

لطفا لطفا لطفا !

نپرسید!

قضاوت نکنید!

نصیحت نکنید!

فقط دعا کنید دنیام بر طبق رویاهام و افکارم پیش بره ،همین!

. عارفه . ۲۱ نظر ۱۴ خوشم اومد :)

پاستل گچی



+نظرات بدون نیاز به تایید نمایش داده می شن.
+پیشاپیش سپاااااس از همه :)
. عارفه . ۲۳ نظر ۱۷ خوشم اومد :)

با اینکه دیر اومدم ولی هنوز هم می تونید با اینا تابستونو سر بکنید!

قبل نوشت:"این بازی وبلاگی"
و من از طرف "نازنین "جان دعوت شدم!

فیلم:
1.در دنیای تو ساعت چند است؟!
2.ابد و یک روز
3.فیلم دیگه ای که می دونم اکثرا همه دیدن ولی خب پیشنهاد می دم :
پاپیون

کتاب:
1.بادبادک باز از خالد حسینی
2.روی ماه خداوند را ببوس از مصطفی مستور
3.استخوان خوک و دستهای جذامی از مصطفی مستور.
با اینکه خودم هنوز تمام کتابای مستور رو نخوندم ولی کلا مستور رو پیشنهاد می دم!
4.وقتی نیچه گریست از اروین د.یالوم ترجمه ی سپیده حبیب
5.چشمهایش از بزرگ علوی
6.پیرمرد و دریا از ارنست همینگوی با ترجمه ی نجف دریا بندری میگن بهتره ولی من ترجمه ی محمد تقی فرامرزی رو خوندم.

شعر:
کلاسیک :
شمس مولانا
غزل معاصر :
کاظم بهمنی و امید صباغ نو

موسیقی:
بی کلام :
1.آلبوم پاییز طلایی(ها) از فریبرز لاچینی
2. آلبوم بوی دیروز(ها) از فریبرز لاچینی
3.آلبوم باران عشق از ناصر چشم آذر
4.ملایم های (!)شهرداد روحانی

با کلام:
1.آلبوم نه فرشته ام نه شیطان از همایون شجریان
2.آلبوم امیر بی گزند از محسن چاوشی
3.آهنگهای سیاوش قمیشی از دیر باز تا کنون!
4.آلبوم سرّ هزار ساله از سالار عقیلی
5.آلبوم فصل عاشقی از سالار عقیلی
6.از مازیار فلاحی و سینا حجازی هم گوش بدید!


بازی :
1.یه بازی فکری غیر رایانه ای بود به اسم"راز جنگل" خیلی خوبه !حتما بازی کنید !البته نمی دونم بازی شو بشه پیدا کرد یا نه!چون قدیمیه!
2.چندان اهل بازی رایانه ای نیستم
ولی سالها قبل زمانی که راهنمایی و دبیرستان بودم GTA بازی می کردم!
اونی که شلوار شیش جیب سبز داشت با کاپشن چرم مشکی و اونی که شلوار جین آبی داشت با پیرهن گلدار آبی فیروزه ای یواش! :|

اگه هنوزم هست بازی کنید!

یه کار دیگه :
گاهی با چشم بسته راه برید ! :)
البته حتما حتما حتما با رعایت احتیاطاتی (!) که "اینجا "گفتم!

+
همه ی کسایی که این پست رو خوندن،درصورت تمایل شرکت کنن!
ولی دعوت می کنم از:
خانم ها: مرضیه(سالمون)، ف.ع، ندآ
و آقایان: کروکودیل نیمه فمنیست و کارمولک.

. عارفه . ۲۳ نظر ۱۶ خوشم اومد :)

عنوان مهمه?!

یه تیکه از موهای کوتاهمو قیچی کردم

پوستای بغل انگشتامو کندم

نشستم ناخونامو لاک زدم و وقتی خشک شد دونه به دونه شونو با همون ناخونا تراشیدم و پاک کردم

پوستای لبمم کندم

تو این بی قلم مویی دوتا قلم موی دیگه رو هم از وسط شکستم

همه این کارا رو کردم که اشکام سرازیر نشه...ولی...شد...

. عارفه . ۲۵ خوشم اومد :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان