آخه الان؟! :|

آخه یکی نیست به من بگه الان وقت خوندن چمدانِ بزرگ علویه؟!

با این حالت!!!

کم دلم پره از روزگار،

کم خودم به پوچی می رسم اینروزا،

نشستم اینم خوندم! دیگه شده نور علی نور :|


پ.ن:

یادتونه که؟!

اونموقع که این کتابا رسید به دستم ،وقت نداشتم بخونمشون!

الانم البته همچنان برنامه هام سر جاشه

ولی

امشب خودم یهو هوس کردم بشینم اینو بخونم که ...

اصلا یه حالی کرد منو :(

. عارفه . ۲ خوشم اومد :)

نظرات  (۲۹)

مــــــــ. یــ.مــ
هعی...

هعی...

حسـ ـن
الان میخای با یچه ها از حال اون کتاب بکشیمت بیرون؟

:)
سعی می کنم بیام بیرون

صآب خونـِ
:) کتابتی قشنگین

:)

آناهــیــ ـــتا
از بزرگ علوی فقط چُشم هایش رو خوندم و بسیاااار دوست داشتم.
چمدان همونه ک یه تیکه ایش تو کناب ادبیات یه سالی بود؟ که شوعر یه زنه زندان بود و اینا؟

اون که تو کتاب ادبیات دبیرستان داشتیمش داستان گیله مرد بود،
نمی دونم تو این کتاب هست یانه!
من چند تا داستان اولشو خوندم

خانم الف
نخوندمش :/
حتما یادم باشه بخونم :)
چیشده مگه؟

یه کتابه با هشت تا داستان کوتاه،
من چند تای اولشو خوندم
وقتی آدم می خونه ،پر از غم و اندوه و ناامیدی می شه انگار... :(

آوو کادو
بخون
شاید موقع ش باشه واقعا!

آخه خودم حال چندان شادی ندارم این روزا
با خوندن این احساس می کنم به ناامیدی م اضافه شد :(

sheme lia
من فقط چشمهایش رو خوندم که فوق‌العاده بود
چمدان چگونه است ؟؟

من چشمهایشو نخوندم...
جواب کامنت "خانم الف" رو بخونید :)

mohsen mhbt
"خورش بادنجان" درسته یا "خورشت بادمجان" ؟!
کتاب خوندن قبل خواب ایده قشنگیه :)
ولی خوندن این نوع مطالب رو نمیدونم! :|

فک کنم دوتاش درست باشه
البته تو چاپ های قدیم خیلی چیزا نوشته می شده که الان اصلا نمی بینم من!

صآب خونـِ
نخوون بابا
افسرده میشی اون وقت گوشـ دراز بیار باقالی بار کن :/

:/

خانم الف
عه؟
پس من بخونم کلا از همه چی میبُرم :|
یادم باشه هر وقت فازم مثبت بود برم سراغش :)

فک کنم اگه با فاز مثبت بریم سراغش فاز رو خنثی می کنه :))

مهراد فروتن
بگذاریدش کنار
کتابی که حالتون رو بد می کنه نخوانید. به هیچ وجه.

شاید واسه الان خوب نباشه...

علیرضا
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند ...

بعله... :/

هاتف هاتف
کتاب خواندن خیلی خوبه .. مخصوصا آثار بزرگ علوی .. :)
و اینکه شما با حضور قلب می خوانید و باور می کنید داستان رو به قولی به بحرش می روید که خوب نیست ..
باید در حد کتاب خوانده بشود نه بیشتر ..
خیلی هم خوب و جالب ..
ضمنا قالب جدید مبارک .. از قالب قبلی اصلا خوشم نمی آمد اما این زیباست ..
احساس می کنم جایی دیدمش ...
فکر کنم در وبلاگ عرفان بوده ... :)

خب چیکار کنم ناخودآگاه میرم تو بحرش!

ممنونم :)

بله آقا عرفان زحمتشو کشیدن و برای عموم گذاشتن .دستتشون درد نکنه :)

نگار :)
پس من بخونم با این اوضاع و احوالم :دی

نه شمام نخونید :))

مترسک ‌‌
اصلاً این جور مواقع بیش‌تر حال میده :D
حالا چه حالی شدی؟ :|

بیشتر حال می ده؟؟!!!!
سرشار از پوچی و نا امیدی :|

gandom baanoo
تو فصل امتحانات کتاب غیر درسی ممنوع!!!! :/
چه بی خیال شدن دانش آموزان و دانشجویان این دوره زمونه!!!!! :|

من که فعلا فصل مصل ندارم،
کلا باید بخونم :/
دیگه وسطاش یه غیر درسی هم بخونم دیگه :))

محمد جواد حیدری پرچکوهی
:))


کتاب همیشه خوبه! اِ چرا و چه وقت‌شه نداره!!!

:)

آخه دیگه خیلی از زندگی نا امیدم کرد :(

مرتضی
سلام
کتاب خوندن همیشه خوبه شاید الان انرژی خوبی بهتون منتقل نکنه ولی در جای مناسب اثر گذار خواهد بود. (البته این نظر منه که لزوماً درست نیست)
راستی قالب جدید مبارک.......

سلام
شاید...

ممنون :)
دست طراحش درد نکنه :)

یک آشنا
ههی وای من
درسته بزرگ علوی ، خیلی بزرگه والا آخه الان
وسط امتحانا ، اونم با این حال ، تازه اونم چمدان
مثلا تو این سرما وقتی اینو میخونی حس میکنی از گرما داری خفه میشی

"یک صبح روز یکشنبه ماه تیر هوای شهر برلین تیره و خفه کننده بود. آدم از فرط گرما در تختخواب غلت می خورد، عرق از تنش می جوشید.اما حاضر نمی شد که از جایش بلند شود دود کارخانه ها و مه جنگلها که با هم مخلوط می شد و ذرات آن که از میان پنجره توی اتاق می آمد، مثل این بود که می خواست فشاری را که بر تن و جان آدم وارد می آورد سخت تر کند."

خوب همین میشه دیگه
ولی عجب نویسنده ای هست این بزرگ ، چشماهش در دستور کار قرار میگیرد برای بعد از هملت :))))))

همون با این حال !!!

چشمهایش رو خیلی ها تعریف کردن احتمالا منم بخونمش :)

یک آشنا
تم جدید خوب شده ، مبارکه
میآد به بلاگت :)))

ممنون :)

مآه گُل .🌷
یکی از دوستان گفته بودن کتاب غیر درسی ممنوع!!
برای تنوع خوبه..!

منم با تنوع و آنتراکت بین کتاب درسی موافقم :)

م.ح ...
امیرخانی بخونید :)

منِ او شو چند سال پیش خوندم...قشنگ بود ولی خدایی سنگین بود :))

نرگس هستم
غم و غصه ی الکیه؟

من از استینایی ک تا کف دست میان، و حتی تا بند های پایانی انگشت خیلی خوشم میاد. اصن از این آدم هایی ام ک همیشه استینشونو میکشن بعد مچاله میکنن تو مشتشون:D

کدوم ؟!
مال من یا مال کتاب؟!
مال کتاب:
نمی دونم ، حسش غم آلوده!
مال من:
غم الکی وجود نداره!قطعاچیز یا چیز هایی هست که باعث غم یه فرد باشه،حتی اگه برای بقیه الکی محسوب بشه!

منم دوست دارم ولی فقط برای سوییشرت و لباس های زمستونی :)
البته فقط تا همون کف دست :))
تا بند آخر انگشت یکم دست و پا گیر می شه!!

ابوالفضل ...
خوندن به از نخوندنه قطعا!

آره خب :/

یه هاتف
نقاشی می خواهم ...
خیلی وقته نقاشی نذاشتید ...

ممنونم...

می ذارم...

نرگس هستم
کتاب منظورم بود. اگ الکیه بخونش ولی اهمیت نده. اگ واقعیت تلخ بخونش و بهش فکر کن:)
البته غم و غصه ی الکی هم در مورد آدم ها وجود داره ک دیگ در مورد اون حرفی نمیزنم:)) :D

هرکدوم از داستاناش یه نوع غم داره!
نمی دونم...فک کنم تلخ می خونم و بهش فک می کنم که این شکلی شدم!

:)

محمود بنائی
خیلی هم خوب :) کتاب بزرگ علوی را خوندن خیلی خوبه!

خوبه ولی یکم حالمو خراب کرد :(

✿شمیم زندگی✿
کتاب روح رو صیقل میده بی عذروبهونه کتاب بخونید

من نگفتم که نمی خوام کتاب بخونم !

گفتم شاید بهتر بود تو این وضعیت کتاب دیگه ای می خوندم !

کرگدن آبی
آره خب بعضی کتاب‌ها شرایط خاصی می‌طلبن.

آره انگار... :/

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان