احساس خوبی نیست...

1.مثل وقتی که از چارچوب ها و حساسیتای خودت عقب می کشی یا خارج می شی!
یه مثال کوچولوش می تونه این باشه که:
مدتیه حساسیتم به خداحافظی (این پست) در مورد آدما کمتر شده ... دیگه ممکنه کسی که بهم نمی
گه شب بخیر ، نمی گه فعلا ،من هم نگم!
آدمای زیادی هستن که به حساسیتام احترام نمی ذارن و من برای اینکه احساس بدی پیدا نکنم به این بی ارزش شدنه، از کار خودم دست کشیدم ولی این به معنی آزار ندیدن نیست...
این فقط یه مثاله!
خیلی چیزای دیگه هست که نادیده گرفته شدم...
2.من خیلی کارا رو انجام دادم واسه از دست ندادن خیلی چیزا...
3.کسی مسئولیتی رو به عهده گرفته پس من ازش انتظار دارم و از انتظارم دست نمی کشم!
4.همه ی ما یه وقتایی مجبور شدیم کارایی رو انجام بدیم که تو تعریفمون غلطه اما تو اون موقعیت قطعا سبک سنگین خاصی کردیم و بهترین عملی بوده که می تونستیم انجام بدیم...(یکی از چیزایی که تو سبک و سنگین کردنا مهمه اینه که ظلم و نامردی درحق کس دیگه ای نباشه....شاید فقط خودم!)
5.خدا هنوز رهام نکرده...خدایا رهام نکن...تو که از دلم و جزییاتش خبر داری رهام نکن...
. عارفه . ۲۲ خوشم اومد :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان