می دونید این چیه؟!
این پایه ی رژه!
اینجا یه قفسه س!
دوسال پیش کنار این دوستمون که تو تصویر می بینید (البته دوستمون اونموقع کامل بود)
یه چسب قطره ای قرار داشت
و بر اثر نمی دونم چی، این چسب سرنگون می شود
و محتویاتش در قفسه خالی می شود...
روزی از روز های دو سال پیش،
من بی خبر از همه جا،
هرچی این رو برمی داشتم، برداشته نمی شد،
هی می کشیدم، هی نمیومد!
اصلا اینجا جای این دوستمون نبوده هاااا
همینجوری موقتی اونجا گذاشته شده بود...ولی خب دیگه موند! :|
با استفاده از استون و ازین قبیل تلاش ها فقط شی کناری ش رو تونستیم جدا سازی کنیم که آثارش هم دقت کنید، موجوده!
ما همه ی تلاشمونو کردیم ولی متاسف شدیم آخرشم!
چون فقط سرش دراومد و پایه ش جا موند برای همیشه!
دوسال ازون روز می گذره و ایشون به محکمی روز اول اینجا حضور دارن, هیچ !
یه فضای پِرت هم ایجاد کردن که دیگه تو قفسه خیلی چیزا نمی شه گذاشت اصلا!
والا :|

پ.ن:از سری دسته گل های من اولی ش اینجاست (کلیک)دوستان قدیمی تر در جریانن! :))
من دسته گل زیاد دارم منتها دیگه همه رو بگم ریا می شه! :| :))

پ.ن:خوندن این پست المی جان یادم انداخت که اینو بنویسم :))