باید کسی باشـــــــد شبی ماتم بگیرد
وقتی نبودم صورتش را غـــم بگیرد

باید کسی باشد که عکس خـنده ام را
در لابه لای گریه اش محــکم بگیرد

هی شهر را با خاطـراتش در نَوَردد
آینده اش را ســــــایه ای مبهم بگیرد

چشمش به هر کوچه خـــیابانی بیفتد
باران تنهــــــــاتر شدن، نم نم بگیرد

از گریه های او خـــــدا قلبش بلرزد
از گریه های او نفــــــس هایم بگیرد

من جای خالی باشـــم و او هم برایم
هر پنج شنبه شاخـــه ای مریم بگیرد


"پویا جمشیدی"