این روزا هیچ اتفاقی که بلد باشم به قلم درش بیارم ،برام نمیفته! :|

هیچ موضوع نوشتنی هم به ذهنم نمی رسه! :|

فقط یه چیز خیلی خوشحال کننده اینکه :

دیروز رفتم بعد از سه ماه هدیه رو دوباره دیدم... ^_^

یه عالمه حرف زدیم...

کلی گفتیم و خندیدم و دردل کردیم و...

به یاد دوران چایی کیسه ای ،اومدیم یه چایی هم بخوریم، ولی چایی تموم شده بود :|

نسکافه خوردیم D:

(جای همگی خالی D:)

بعد...

هدیه برام هدیه اینو گرفته بود :)

این هدیه های بی مناسبت از هدیه های با مناسبت خیلی بیشتر کیف می دن :)

(چقدر هدیه گفتمD:)