برای خالی نبودن عریضه 4

ترمای اول بودیم که یکی از استادا از ما خواست که جلسه بعد با آبرنگ بیایم که تکنیک آبرنگ رو بهمون یاد بده،

سه تا مارک گفت و تاکید کرد که فقط و فقط یکی ازین سه تا مارک باشه، نه هیچ مارک دیگه ای!
1.اشمینگ
2.وینزور
3.سن پطرزبورگ
اونموقع تازه رفته بودیم تو تحریما و خیلی از مارکا اصلا پیدا نمی شد!
مثلا همین اشمینگ کلا نبود!
وینزور بود ولی قیمتش 180تومن بود(فک کنم)
ارزون ترینش همین سن پطرزبورگ بود,که 85 تومن بود.
بیشتر بچه های کلاس هم رفتن و سن پطرزبورگ خریدن فقط چار پنج نفر وینزور داشتن اونام یا از قبل آبرنگشون وینزور بود یا می خواستن بگن ما گرونترین مارکی که وجود داشتو خریدیم :/
یک دوست دیگه ای هم بود که با وجود اینکه خیلی براش مهم بود قیمت آبرنگی که قراره بخره پایین باشه اما وینزور خریده بود!! :|
وقتی ازش پرسیدیم چرا سن پطرزبورگ نخریدی؟!
فک می کنید چی جواب داد؟!
گفت: این سن پرزط..پطرس..همون که گفتید اسمش سخت بود بلد نبودم به فروشنده بگمش ، مجبور شدم وینزور بخرم ! :/

:)))


پ.ن:

دلم برا روزای دانشگاه خیلی تنگ می شه...

برا همین زیاد یاد خاطره های اون روزا می افتم...

خصوصا وقتی که بعد از تموم شدنش زندگی م طبق برنامه هایی که تو فکرم بود پیش نرفت...

شاید همین بیشتر منو می بره تو خاطرات...

. عارفه . ۱۸ خوشم اومد :)

نظرات  (۲۷)

Mr. Moradi
عجب دلیلی :)) 100 تومن ضرر واسه تلفظ سخت :))
ان شاالله از این به بعدش بر وفق مرادتون باشه :)

بیچاره نتونسته بگه ش :)))
ممنون...امیدوارم... :)

Lady cyan ※※
هیم, خاطره همیشه هستن, گاهی مزاحم گاهی مراحم....

:)

.. baran
خوش به حال من هنوز نرفتم دانشکاه😭😭😭

:)

پریســـآتیـــــس : )
پ.ن رو میفھمم
چون خودمم دارم تجربش میکنم !

ای داد بی داد...

gandom baanoo
خب یادداشت میکرد!!!! :)))))))))

منم خیلی به زمان دانشگاه فکر میکنم، در کنار همه مشکلات و فشارای روحی، روزای خوبی بود.....

فک کنم با املاشم مشکل داشت :)))))
اوهوم...

بیست و دو
بعد دانشگاه تازه نشستنو نقش قبر کردن خاطرات شروع میشه

آره شاید وقتی فشار های دیگه هم اضافه شه این نبش قبر کردن یه جور دلخوشی باشه...

آناهــیــ ـــتا
سن پطرس :))

اتفاقا منم تو سالای مدرسه یا اایل دانشجویی یه آبرنگ گرفتم، ازینا ک مربع کوچولو داره رنگاش و درمیاد اسم مارکشو یادم نیس. بعد یه بارم استفاده ش نکردم اینهمه سال :|:|
یه پاستل گچی هم با این سرنوشت دارم :|
فقط یه بار ب دوستم قرض دادم آبرنگه رو، تنها استفاده مفیدش همین بوده طفلی

:)))

:)

Faber Castel
خدایی من خودم خندم گرفت :))))
خیلی عالی بود... ممنونم :)

:)))
خواهش می کنم ...خدارو شکر :)

ـــــ هادی ـــــ
واقعااا روزای دانشگاه خیلی خوب بود
حداقل همه مجبور بودن یه سطحی از شعور و فرهنگ رو تظاهر کنند
در ضمن پاش کردنای واحد جز باحالترین خستگی های دنیا بود :)))
میخام دوباره یه رشته ی دیگه بخونم :)))

:)
خیلی هم خوب :)

فاطمه نظری
:)

:)

مترسک ‌‌
بنده خدا خیلی خسته بوده =))
هعی... دست روی دلم گذاشتی... هعی... :(

آره بنده خدا :)))
هعی...

شِمِلـ ــیا
:)))

من فکر نکنم هیچ وقت دلم برا دانشگاه تنگ شه :|

:)))

می شه...

نفس نقره ای
هعععی! من فقط بلد بودم با آبرنگ همه جا رو داغون کنم!!

:)

ماهی سیاه کوچولو
عجب آدمایی پیدا میشن :/

خب بنده خدا نمی تونسته تلفظ کنه :))

محسن رحمانی
خاطره ی جالبی بود.

:)

عرفـــــ ـــان
جوابش منو که قانع کرده :)

آره خب ما هم قانع شدیم :))

نگار :)
چه صداقتی هم داشته به تو راستش رو گفته :)))

آره به من و دو سه نفر دیگه داشت می گفت حالا به بقیه هم گفت یا نه نمی دونم :)))

بلاگر کبیر ^_^
وای دوستت آخرت باحال بود بنده خدا ^_^

:))

یک آشنا
عجب ، من اگر در این چنین شرایطی گیر کنم ، از فروشنده می پرسم دیگه چه مارک هایی دارد ، شاید خودش اون مارک رو گفت منم سریع میگم ، همین رو بده خخخخ
اما نمی دونم چرا سازم همیشه مخالفه ، مثلا اگر استاد بگه فلان مارک فلان دستگاه ، تقریبا جز در موارد نادر ، عملی خلاف اون چیزی که گفته رو انجام میدم :| ، دقیقا دلیلش رو نمی دونم ولی انگار بخوام بگم که همیشه اون چیزی که تو فکر میکنی درست نیست :/ ، البته شده که از این بابت پشیمان هم شدم :)
+امیدوارم که آینده رو طبق اونجه که دوست داری بسازی :))))

اونم روشیه... :))

:)

ممنون امیدوارم ... :)

gandom baanoo
پس حقش بوده!!!! :))))))))))))))))

:))))

نیکی بیات
:)))
چه استاد بد جنسی!
از قضا دنبال آبرنگم. امیدوارم قیمتا از این پایین تر باشه و نجومی نباشه!

نه بد جنس نبود راست می گفت این مارک ها واقعا کیفیت خوبی دارن ...ولی خب گرونن دیگه...

امیدوارم الان ارزونتر شده باشن ... :)

رَهـــآ ...
گفتی دانشگاه و کردی کبابم :(

ای بابا ای بابا...

N.K :)
چ صداقتی داشته و چ ساده و صمیمانه دلیلشو گفته...

بعله :)

دچــ ــــار
پیش میاد :)

:)

علیرضا
چه خاطره با حالی :-)

باحالی از خودتونه :))

وال کوهان دار
چه با مزه

:)

محمدکاظم جوادی
دلیلش یجورایی قشنگ بود، شاید یکم ضرر مالی کرده باشه اما خاطره شد واسش و البته واسه شما

بله خاطره ی جالبی شد :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان