ترمای اول بودیم که یکی از استادا از ما خواست که جلسه بعد با آبرنگ بیایم که تکنیک آبرنگ رو بهمون یاد بده،

سه تا مارک گفت و تاکید کرد که فقط و فقط یکی ازین سه تا مارک باشه، نه هیچ مارک دیگه ای!
1.اشمینگ
2.وینزور
3.سن پطرزبورگ
اونموقع تازه رفته بودیم تو تحریما و خیلی از مارکا اصلا پیدا نمی شد!
مثلا همین اشمینگ کلا نبود!
وینزور بود ولی قیمتش 180تومن بود(فک کنم)
ارزون ترینش همین سن پطرزبورگ بود,که 85 تومن بود.
بیشتر بچه های کلاس هم رفتن و سن پطرزبورگ خریدن فقط چار پنج نفر وینزور داشتن اونام یا از قبل آبرنگشون وینزور بود یا می خواستن بگن ما گرونترین مارکی که وجود داشتو خریدیم :/
یک دوست دیگه ای هم بود که با وجود اینکه خیلی براش مهم بود قیمت آبرنگی که قراره بخره پایین باشه اما وینزور خریده بود!! :|
وقتی ازش پرسیدیم چرا سن پطرزبورگ نخریدی؟!
فک می کنید چی جواب داد؟!
گفت: این سن پرزط..پطرس..همون که گفتید اسمش سخت بود بلد نبودم به فروشنده بگمش ، مجبور شدم وینزور بخرم ! :/

:)))


پ.ن:

دلم برا روزای دانشگاه خیلی تنگ می شه...

برا همین زیاد یاد خاطره های اون روزا می افتم...

خصوصا وقتی که بعد از تموم شدنش زندگی م طبق برنامه هایی که تو فکرم بود پیش نرفت...

شاید همین بیشتر منو می بره تو خاطرات...