برای وبلاگ "اعترافات یک درخت"

جناب آووکادو :)
اولین بار 28 شهریور بود که وبلاگتون رو از تو آمارگیرم پیدا کردم :)
یه نفر از وبلاگ شما به این پست من رسیده بود!
تو بخش روزانه هاتون این پست رو لینک کرده بودین :)
بر عکس بیشتر مخاطباتون از همون اول حس کردم که آقا هستید :))  و با خوندن متن هاتون  اطمینان حاصل شد :)
بعضی از نوشته هاتونو خوندم و انقدر قلمتون قوی بود که روم نشد کامنت بذارم!
ولی به صورت خاموش وبلاگتون رو دنبال کردم و هر بار پست می ذاشتین می خوندم و میومدم بیرون!
تا اینکه اومدین و تو وبلاگ من گفتین که من رو دنبال می کنید
تازه اونموقع جرأت کردم و براتون کامنت گذاشتم و روشن شدم :)
بعد تر متوجه شدم که چقدر خاکی و محترم هستین! :)
ولی هنوز هم واسه خیلی از پست هاتون روم نمی شه نظر بذارم...
بعد ازینکه متوجه شدم استاد دانشگاهید همش با خودم می گم : فک کن مثلا یه کلاس هم با جناب آووکادو پاس کرده باشم ، بدون اینکه خبر داشته باشم؛ بعد یکم فکر می کنم می بینم که نه بابا من تا حالا استاد به این با احساسی و محترمی نداشتم :))
ولی کاش می شد همه ی دانشجو های بیان چند واحد با شما می گذروندن :))

ازینکه وبلاگ خوب شما رو می خونم و با نویسنده ای همچون شما در ارتباطم خوشحالم :)

تولد وبلاگتون مبارک :)

پ.ن:
این پست ،به بهانه ی این پست نوشته شده :)

پ.ن:
در حدی نبودم که بتونم براتون بنویسم ولی دیدم تولده و همه کادو دادن ، بد بود دست خالی بیام! [آیکون خجالت]
ببخشید که مثل باقی کادو هاتون ، پست جالب و خوبی ننوشتم ....

. عارفه . ۳۰ خوشم اومد :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان