خوشحالم که پاییز اومده و زمستون هم تو راهه...

بخوام راحت بگم ، خوشحالم که هوا داره سرد می شه!

من عاشق سرمام :)

عاشق شال گردن!

عاشق پالتو!

عاشق اینم که تو سرما دستامو مشت کنم و بذارم تو جیب پالتوم...

دستکش رو دوست دارم!

سوییشرت کلاه داری که تو خونه می پوشم و می رم باهاش کنار بخاری می شینم رو دوست دارم...


وقتی هوا سرد می شه همه تو حال خودشونن،

هرکسی داره با سرعت از سرما فرار می کنه تا به مقصدش برسه!

مردم کاری به کار هم ندارن!

دنبال حرف نیستن!

دنبال قضاوت کردن هم نیستن!

سردشونه ،

حوصله ندارن به هم برچسب بزنن!

تو زمستون می تونی راحت بزنی بیرون از خونه ، قدم بزنی ، در حالی که پیانوی لاچینی رو گوش می دی ، به گذشته ت فکر کنی،به آینده ت!

اگر احیانا از شوق یا حسرت ، اشکی رو صورتت نشست ،کسی حواسش نیست که با تعجب نگات کنه!

هرکی سرش تو لاک خودشه !

سرما چیز خوبیه!

یه حسن دیگه ش اینه که چاره داره : "لباس گرم"

اما گرما اینطور نیست :|


سرما روشنه!

برا من،سرما همیشه سفیده...

حتی اگه برف نباره!

من عاشق زمستون با برفم ، برفِ درست و درمون، چیزی که الان چند سالی هست ندیدم !!!

اما با این حال زمستونا بازم برا من روشنن!

خصوصا ماه دی!


زمستون ،شباش آرومه، توش سکوت جریان داره؛

شبای زمستون عالیه برای دست به کارِ دلی شدن (دست به نوشتن ،نواختن،طرح زدن و هرچیز دیگه که حال دلو خوب کنه...)


با اینکه همیشه زمستونا دچار خشکی پوست و خشکی چشم و ... می شم؛

والبته به خاطر مشکل قدیمی م ،ریه هام کمی اذیت می کنن!

اما

من بازم عاشق سرمام ...

سرما خیلی خوبه...خیلی...

سرما همون چیزیه که من می خوام :)


پ.ن:

این پست ظاهرا بیشتر مربوط به زمستونه،

اما انقدر دیروز (26/7/94) هوا سرد بود که حس زمستون داد به من :))


+

آدم برفی هم ، همین الان یهویی! ;))