آدما یه درد گفتنی دارن ،

بی نهایت درد نگفتنی ،

وقتایی که برا درد گفتنی شون حالشون خراب می شه که مشخصه و اونوقت شاید حتی درد دل هم بکنن

اما وقتایی که برا دردهای نگفتنی شون حالشون خراب می شه ،

دوتا حالت پیش میاد :

یا وقتی ازشون می پرسی دلیلشو اون درد گفتنیه رو می گن که دست از سرشون برداری

یا هیچیِ هیچی نمی گن ،

می شن عین دیوار !

سکـــــــــوت !

پ.ن:

شمام متوجه شدید که بازدید و کامنت های وبم کم شدن؟!

اکثرتون که هنوزم به من لطف دارید و می خونید از قدیمیای با معرفتید یه چند تا انگشت شمار هم با معرفت جدید ;)

اصلش هم کم با معرفت بهتره :)

دوست دارم همچنان خونده شم حتى کم

ولی اگه یه روزی دیگه هیچکس هم نخوند منو ،با تفکری که الان دارم ،به نظرم بازهم اینجارو ترک نمی کنم...