دیگه نمی‌گردم دنبال کار، خسته شدم دیگه، از این به بعد کز می‌کنم کنج دیوار، زل می‌زنم به زدگی‌ها و ریختگی‌های تیغه دیوار رو‌به‌روم که هر دفعه هر کی با هر وسیله‌ای رد شده، کوبیده بهش و تیکه‌هاش ریخته!
من آراسته نیستم، روابط عمومی‌م هم خوب نیست، نمی‌خوام هم رزومه‌مو همراه با یه عکس آراسته، تلگرام کنم واسه کسی، نمی‌خوام هم خودم بخوام که حقوقم بره بالا. من همین زبون‌ندارِشلخته‌‌ای ام که هستم، واسه همینه که سر پروژه‌ای می‌رفتم که هنوزم معلوم نیست حقوقمو کی بهم می‌دن. واسه همینه که سر پروژه‌ای رفتم که می‌تونستم تمام ۸ساعت کاری‌م با کسی حرف نزنم، که می‌تونستم با نامرتب‌ترین و شلخته‌ترین و آویزون‌ترین سر و وضع ممکن تو فضای کار باشم. واسه همینه که با وجود ترس از ارتفاع راضی شدم از داربست برم بالا، بدون اینکه بیمه‌ شده باشم.
دیگه حوصله ندارم، دیگه دنبال کار نمی‌گردم، از این به بعد کز می‌کنم کنج دیوار تا دیوارها بیان بخورن منو! :|
دیگه رها می‌کنم همه‌چی رو...