طبق معمول تو عنوان گذاشتن گیر کردم!

این داستان کامنت بذار تا کامنت بذارم، به قول دوستان،کامنت بَک، داستان خوبی نیست!

من هم تا حالا بر طبق این پیش نرفتم!می دونم که اکثر شما ها هم دوست ندارید این موضوع رو !

به این معنی که :

هر نوشته ی مورد علاقه و خوشایندی رو می خونم و در صورتی که حرفی برای گفتن داشته باشم درموردش (رو این حرفی برای گفتنه تاکید می کنم)براش کامنت می ذارم،حتی اگه اون طرف مقابل اصلا به وبلاگ من نگاه هم نکنه من باز هم اون وبلاگ رو می خونم!چون واسه دل خودمه،این ینی منتی سر کسی نیست!

وخب متقابلا ترجیح می دم منتی هم سرم نباشه!

(با خودمون که رودرواسی نداریم،قطعا خوشحال می شیم اگه کامنت بذارن،ولی منظور اینه که هیچ اجباری نیست)


تا حالا فک می کردم که این روش بی منت خوندن روش خوبیه(البته هنوزم معتقدم که خوبه)

اما جدیدا به این فکر می کنم  که نکنه اون شخصی که هیچوقت سر نمی زنه ، خب واقعا دلش نمی خواد اون وبلاگ و صاحابش و کامنتاش و حتی آی پی ش رو ببینه؛

شاید از عمد جواب سرد می ده یا از عمد سر نمی زنه که به زبون بی زبونی بگه :" بابا وبلاگ من نیا، از ارتباط با تو خوشحال نیستم"

خب اینم که خوب نیست دیگه!

می شه تحمیل خودمون و کامنتامون و احتمالا حضورمون و آی پی (!) مون!


واقعا آدم از کجا بفهمه؟!


پ.ن:

البته اینم بگماااا به شخصه ناراحت می شم کسی بیاد مستقیم بهم بگه : نیا! :/

گفتم اتمام حجت کنم ، نیاید صاف صاف تو روم بگید ! :| :D

. عارفه . ۲۳ خوشم اومد :)

نظرات  (۴۱)

خانم الف
یه چند هفته ای هست طبق این روند پیش میرم.
یعنی اگه حرفی نداشته باشم خب کامنت نمیذارم.
باقیش هم مثل شما ..

+اما خب پس باید چیکار کنیم تا بفهمیم؟ :|

واقعا خیلی سوال شده برا خودم!

مــــــــ. یــ.مــ
عااارفه آخ گفتی آخ گفتی :///
یعنی دقیقا آدم نمیفهمه از آدم بدشون میاد یا نه؟یا چی ؟

واقعا ها!!

عرفـــــ ـــان
خب اگه کسی چند بار سرد برخورد کرد شمام دیگه نرین وبش :)

خب این به نوعی انگار همون قضیه کامنت بک رو تداعی می کنه واسه طرف!

مــــــــ. یــ.مــ
بدون‌ِ اجازه ت پستو ری شییر کردم :||
عیبی نداره؟

خواهش می کنم
خیلی هم خوب!
مرسی :)

. امیررضا .
جانا سخن از زبان ما می گویی ...

پس دغدغه ی مشترک اهالی اینجاست!

خانم الف
آقا من از همین جا اعلام میکنم اگه وبی نمیرم به این منظور نیست که ینی نیا !
گفتم از این تریبون استفاده کنم :|
:))

تریبون خودتونه! :)))

عرفـــــ ـــان
از همین تریبون به خانوم الف میگم که در مورد وب من خیلیم منظورتون همینه :))
گفتم از این تریبون سو استفاده کنم :دی

اصلا این تریبون متعلق به همه ی شماست :)))

رامین :)
من همچین مشکلی ندارم
هرجا خوشم بیاد نظر میزارم :))

خب خوش بحالتون :))
ولی من خیلی این احساس بهم دست می ده که طرف از من و وبم خوشش نمیاد!
منم که خب قصد مردم آزاری ندارم که :|

المی ...
آخ آره منم بخاطر همینم خیلی وبا رو نمیرم دیگه یا اگر هم میرم نظر نمیزارم
حس بدی بهم میده وقتی هیچی نمیگن
همش حس میکنم ازم بدشون میاد ولی نمیونن بهم بگن:))

ولی خودم به شخصه تابحال از کسی بدم نیومده ک بگم نیا:دی

آره...

من یکی دوبار برام پیش اومده ولی ;))

حسـ ـن
من بشخصه جون بیشتر مطالبم بگونه ای هست که جای نظر گذاشتن برا مخاطب وجود نداره (چون مطلب برداشت از قران هست طبیعی هست که کسی نمیاد بگه چه بد بود و اینا و ون قران هست خب باز طبیعی هست که همه بگن چه خوب و عالی و اینا) بجز اینکه مخاطب بخواد سوالی بپرسه از نوشته ام و براش جا نیافتاده باشه
برا همین نظرات وبم پایین بود و من فکر میکردم خواننده نداره این مطالبم
برا همین یه بار که دیدمبد دلسرد شدم در جواب نظر فکر کنم خانم بق بقو بود که گفتم چه عجب یکی نظر گذاشت و اینا....
دیگه بعد اون بچا یه نظری میذارن و من فهمیدم نه خواننده داره مطالب دکتر!

+گفتم تریبون مفتیه بذار مانم یه حرفی زده باشیم:دی

بله مطالب شما رو همیشه می خونم ولی واقعا نمی دونم چی بنویسم
به خودتون هم گفتم :)

+
اختیار دارین :))

خواب زده
بسی روش خوبی دارید به همون روال باشید :-)
+
ولی واقعا اخه ادم از کجا بفهمه!؟

روالمو که عوض نمی کنم :)))
ولی خب سواله برام دیگه :/

مریم گلی
اتفاقا واسه منم سواله :|

چه جالب :))

کارمولک
دقیقاً،
داریم از دوستانِ همین جا!
که به همین دلیل که؛
من سَر نمی زنم، یعنی دوست ندارم وبلاگَم بیای!
سَر نمی زنن! :-/

اَصَن دوست ندارم این طرز تفکر رو..
ولی خوب؛ حق داریم از این فکرا کنیم!

واقعا؟!
شما آخه سرد جواب نمی دین که :)

واقعا حق داریم :/

بق بقو
چقد از تریبونت استفاده میکنن:|
میشه منم استفاده کنم بگم ... اصن برا دل خودت میخونی وبلاگارو :)
بعد منم دقیقا با حرف زهرا موافقم و همین جمله رو از تریبون میگم :)

شمام استفاده کنید...راحت باشید :)))

مــــــــ. یــ.مــ
نهههههه عارفه :|
:))))
اصلا منظورم تو نبودی ای بابا
:)))
باور کن
دیگه‌اگه من old فرند مجازیمو نشناسم که هیچ
:))

اوا واقعا من oldفرند مجازی محسوب می شم ؟! :))))
چقدر خوووب :)))

المی ...
با اینکه خیلی دوس دارم بدونم ولی ناراحتم شاید بشمالبته نمیدونم کسی بهم نگفته:))
از همین تریبون میگم هرکی بدش میاد ازم بیاد خصوص بگه ادم راحتتره بخدا دیگه هعیحس بد بهش نمیده موقع نظر:))

دوستان المی خانومو در یابین :)))

وحشی بی فقی
این‌جا یه مکان عمومیه. نت.
کسی نمی‌تونه به کسی بگه به محدوده‌ی من نرو.
مثل اکانت اینستا. اونایی که پرایوت نیستن به کسی نمی‌تونن بگن نیاد.

اینم حرفیه...
ولی خب وقتی می گیم اینجا محدوده ی منه و می تونم هر چیزی که دوست دارم بنویسم
پس راجع به مخاطبا هم میشه گفت!

وحشی بی فقی
عه وا البته اونم می‌تونه بلاک کنه :|

خب پس منم این سوالتون برام مطرحه !

آره اتفاقا من داشتم فک می کردم بیان که برداشته سیستم فالویینگ و فالووِر گذاشته، یهو بلاکم می ذاشت دیگه :|

.. ندآ ..
میدونی بدتر چیه میان کامنت میزارن " دنبال شدید" ما یعنی نمیفهمیم ؟!!!

آره خب اونا دیگه صراحتا می خوان دنبال شن... صاف و پوست کنده هدفشونو می گن :| :|

رامین :)
من با خوندن بعضی پستا همون لحظه ی چیزی ب ذهنم میرسه و میرسم ولی بعضی پستا هستن ک منو ب فکر میبرن و نمیتونم اصلن کامنت براشون بنویسم . بعضی وقتا هم ک فک میکنم چرا واسه این پستم فلان کس نظر نداده همیشه کلی جواب دارم واسه خودم ک شاید دیده بعد رفته چایی دم کنه یادش رفته ، تلفن زنگ زده ، خوشش نیومده ، برقا رفته و ... . :))

من خیلی برام پیش میاد که واقعا حرفی برای گفتن ندارم...
حالا به دلایل مختلف، یا مطلب تو فکر می بره منو یا نمی تونم حسمو ،نظرمو ،اونطور که باید بیان کنم
یا از بحث کردن خوشم نمیاد...

خیلی خوبه هاااا :)))

آوو کادو
چی بگم والا
راه فهمیدن نداره! :-)

گویا نداره :/

خانم الف
آقا عرفان واقعا چنین برداشتی کردین؟؟
من نه برای شما و نه برای هیچ کس دیگه چنین منظوری نداشتم و ندارم..
اگر نظر نذارمم مطلبو میخونم..
چرا اینطوری فکر میکنین آخه؟؟ :/

منم مطالب شما رو می خونماااا آقا عرفان :)
منتهی منم همونطور که تو پستم اشاره کردم بعضی وقتا حرفی ندارم ...همین :)

خمار مستی
من از همینجا اعلام کنم! احدالناسی مدیون من نیست اگه بیاد سربزنه وبلاگ من! بخونه! نخونه! کامنت بذاره نذاره! فحش بده! نده! بگه چقدر بیکاره مینویسه! نگه! اصن من براش کامنت بذارم! نذارم! قالب وبلاگش صورتی باشه! نباشه! کلا دین و دیوناتی گردن هیشکی نیس!!!

اما یه اعترافی کنم!! اون وقتا که هنوز وبلاگنویسی اجر و قرب داشت و خواننده ها همه کامنت می ذاشتن انگیزه م برا نوشتن بیشتر میشد!
الان همه شدن عاشق پستای کوتاه و صدمن یه غاز تلگرامی!!! حتی تحمل فیسبوک رو هم ندارن چه برسه به وبلاگنویسا!!

:))

آره خب تا حدودی کامنت ها تو انگیزه برای نوشتن موثره!

شِمِلـ ــیا
عه مگه دست خودشه خوشش نیاد :|
همه باید مرا بدوست :)

من این وبا رو روشن دنبال میکنم و خاموش میخونم گاها و ترجیحا

آفرین :)))

منم گاها اینکارو می کنم ولی خب بعضی وقتا می گم نکنه اوج نفرتش باشه طرف حتی نخواد این آواتارو هم ببینه اونوقت چی?! :|

دیگه من تا اوجشم فکر کردم دیگه D:

شِمِلـ ــیا
نظر شملیا ثبت نشده ؟؟:/

شده :)

شِمِلـ ــیا
عه همین الان تایید کردی :))

بعله :))

ابوالفضل ...
مطمئن باش حتما یه جوری اون سردی خودش رو نشون می ده. حالا با بی جواب گذاشتن کامنت. یا نوشتن جواب بی ربط و سربالا و ....

آخه خیلی ها کاملا سرد رفتار می کنن اما زیر بار نمی رن...میگن من مدلم اینشکلیه و اشتباه برداشت کردی!

اما خب وقتی برخورد توهین آمیز میشه دیگه آدم باید بکشه کنار به نظر من :)

امیروحید کوچولو
سلام.

وقتی خودتون حرفی ندارین کامنت نمی‌ذارین، شاید اون‌م حرفی نداره!


به هیچ وجه از این راه نمی‌شه فهمید!

سلام

خب منم همینو گفتم دیگه!

اما خب ازونجایی که من ازون روش فالو بک و کامنت بک هم خوشم نمیاد,تا زمانی که احساس نکنم داره بهم توهین میشه به روش خودم (اینکه برا دل خودم بخونم)ادامه می دم :)

مرضیه ...
با نظرتون موافقم در مورد فالو بک واتفاقا یه وبلاگهایی هم هست که من دنبالشون میکنم و اونها نه ولی به دنبال کردنش ادامه میدم و وبلگایی هم هستن که منو دنبال میکنن ولی من چون بامطالبشون اتباط برقرار نمیکنم دنبالشون نمیکنم و این که فالو شونو قطع نکردن (البته تا الان) برام قابل احترامه

یا اصلا شاید فکر کنن ما برای کامنت گذاشتن دنبال این هستیم که بلاخره دنبالمون کنن!

بنابراین به نظر من تنها دلیلش نمیتونه بد اومدنشون باشه و ما بهتره کاری که دوس داریم و فکر میکنیم درسته رو انجام بدیم و نگران فکر کسی نباشیم.

منم همینطور...خیلی از وبلاگایی رو دارم دنبال می کنم که اونا اصلا منو دنبال نکردن و بلعکس!

بله خب چاره ی دیگه ای تا حالا پیدا نشده...باید همین روالو ادامه بدیم :)

بوتیمار ...
من هرازگاهی شده کامنت هم نداشته باشم یک چیزی میذارم که این شائبه پیش نیاید
ولی اغلب فقط میخونم و کامنت نمیذارم...

بله شما اغلب نه کامنت می ذارید نه پاسخ کامنت می دین !و این موضوع روشخص خاصی نیست از سمت شما!

با همه مخاطبا همینطور هستین!

اما بعضی از نویسنده وبلاگا این موضوع رو فقط روی فرد یا افرادی خاص دارن و به نظر منم اونموقع میشه این برداشت رو کرد که این سردی منظور داره و طرف مقابل باید خودش برای اینکه کم تر بهش توهین شه دیگه سر نزنه! :)

gandom baanoo
من که اصن به روی خودم نمیارم!!!!
اون وبایی که میرم و نمیان، دنبال میکنم و دنبال نمیکنن رو با خیال راحت میخونم و کامنت میذارم :)))))
اونایی هم که میان وبم و نمیرسم برم وبشون یا رو مطالبشون نظری ندارم، کامنتاشونو پای مرامشون میذارم :)

خوبه هاااا :)))

منم فعلا عملا دارم همین کارو می کنم :))))

مگر دو سه تا وبلاگ که رسما توهین کردن بهم!اونا رو دیگه دنبال نمی کنم :)

... آبو ...
من اصلاً به این مسئله فکر نمی کنم... یعنی حتی اگه طرف صاف صاف جلوی چشمم بهم بگه وبلاگم نیا باز هم میرم و کامنت میذارم براش... به غیر از یه بار که طرف مستقیماً بهم گفت دیگه وبم نیا... من نتونستم نرم به وبلاگش اما دیگه براش کامنت نذاشتم... اما اینکه برم به یه وبلاگی و براش کامنت بذارم اما طرف مقابل به وبلاگم سر نزنه هم اصلاً برام مهم نیست... برعکسش هم همینطور... کلاً این مسائل خیلی برام مهم نیست.

خب ولی من دلم نمی خواد  وقتی طرف خوشش نمیاد ازم باعث آزارش بشم...
و البته اون رفتار سرد و توهین آمیز هم خودمو آزار نده!
اما خب آره
تا وقتی که ازین حالتا پیش نیومده به راحتی می خونم و سر می زنم :)

مترسک ‌‌
جزو قدیمی‌ترین خواننده‌هامی و همیشه هم با کامنتات حال کردم؛ یعنی باید یه نفر خیلی کج سلیقه باشه که مستقیم یا غیرمستقیم نخواد که تو بخونیش :|

شما لطف دارید :)
خیلی ممنونم :)

البته مطلبم رو کلی پرسیدم!

ولی خب به هر حال بودن کسایی که از حضور من توی وبشون حس خوبی نداشتن...
همونطور که منم نسبت به افرادی داشتم این حسو...
طبیعیه خب :)

عاشق بارون ...
من تقریباً یک طرفه ام :دی ولی من نیز هم به این موضوع فکر کردم و گاهی هم دنبالشون نکردم دیگه. ولی الان فکر کردم اگه اون طرفی بود چی. یعنی اگه از کسی بدم میومد و اون میومد چیکار میکردم؟ :دی تو تمام این سالها فقط از یه نفر خیلی بدم اومد و هر جا اسمشو ببینم هم اعصابم خورد میشه...

بله ... شمام پست بذارید دیگه :)))
آره خب...ازون سمتم میشه دیگه :/
من خودم وبلاگهایی که باهاشون ارتباط برقرار نکنم و مطالبش برام دوست داشتنی نباشه و نپسندم یا نویسنده ش توهینی بهم کرده باشه رو دنبال نمی کنم
و اگه قبلش دنبال می کردم ، قطع می کنم !

خانم جیم
منم میخوام از تریبونت استفاده کنم.. اجازه هست؟! :)))
منم دقیقا مشکل تورو دارم.. هیچ وقتم دوست ندارم احدی ازم ناراحت بشه.. واسه همین گاهی نمیدونم الان من کامنت بذارم ناراحت میشه یا خوشحال؟! این حرفو بزنم بدش نیاد؟! و هزار و یک سوال دیگه... :|
مشکلیه خودش خدایی!

استفاده کنید راحت باشید :)))
آره دقیقا منم دوست ندارم باعث آزار کسی بشم... و صد البته باعث آزارم بشن! :|

ف.ع ‏ ‏‏ ‏
سلام :) خوبید؟؟ :)
من خودم معمولا دوست دارم خاموش باشم و بی سر و صدا بخونم مطالب رو، با اینکه میدونم نظر گذاشتن خیلی حس خوبی رو توی نویسنده مطلب القا میکنه اما میل باطنی شدیدی به نذاشتن کامنت دارم! چون احساس میکنم عمق حسمو به نوشته نمیتونه نشون بده مثلا با نوشته های شما خیلی موافقم وحس میکنم با '' منم همین طور''و '' عالی بود''و اینطور عبارتا نمیتونم عمق اون همزاد پنداری و درک رو نشون بدم، گرچه که بعضی وقت ها خیلی کامنت لازمه حتی شده با همون عبارات :) و این چیزا قطعا به این معنا نیست که ازکامنت گذاشتن یا حتی نگذاشتن بقیه ناراحت میشم یا اینطور چیزا :) مخصوصاً کامنتایی که شما میگذارید که پر از انرژیای مثبت و خوبه :)) به نظرم بهتره آدم همیشه شیوه خودشو داشته باشه یا دوست دارن یا کنار میان یا تحمل میکنن! یا فوقش میگن که از حضور یا عدم حضورتون ناراحتن....

سلام :)
ممنون خوبم شکر...
شما خوبید؟! :)

درسته خیلی وقتا نمیشه حس اصلی رو بیان کرد :)
بله شاید حق با شما باشه...

+
ممنون ازینهمه انرژی و تعریف و لطف و این حرفا :)))

آذر ..
به نظرم ما که توی دنیای مجازی ایم و همیگرو نمیبینم حداقل به خاطر تشکر از اینکه سرزده به وبلاگش سربزنیم.
شاید کسی که بهش سرمیزنی میاد وبلاگت اما نظر نمیذاره.
+عنوان گذاشتن خیلی سخته

نمی دونم اینم حرفیه ...ولی به نظر من باید اون علاقه به مطالب و ارتباط برقرار کردن با مطالب هم باشه تا سر بزنیم :)

+خیلی :|

یک آشنا
دو تا کامنت داشتم که بیا هم رو دنبال کنیم :|
منم گفتم دوست ندارم ، این خوندن برای خودمون هست ، کسی که یه کتاب چاپ میکنه نمیتونه بگه تو نخر یا نخون ! ، کسی که دوست نداشته باشه نوشته هاش خونده نشه یا نمینویسه یا رمزدار مینویسه !
منم بی منت میخونم، دوست دارم که میخونم

آره دقیقا باید با دل و علاقه بخونیم... و البته اجازه بدیم با دل و علاقه بخونن :)

ممنونم...

عاشق بارون ...
آره توهین رو خوب گفتی. اتفاقاً منم اون یه نفرو واسه همین دنبال نکردم دیگه. :|
البته توهین به من نبود. ولی کلاً از آدمایی که فکر میکنن خوشون و عقایدشون خوب و درسته و بقیه همه اشتباه میکنن، و حتی شروع میکنن ازشون ایراد گرفتن یا بدتر "مسخره کردن" بدم میاد...

آره...موافقم...

N.K :)
چ پست جالبی بود...

تا حالا از این بُعد ب این قضیه نگاه نکرده بودم

مرسی ک گفتی... :)

نباید باعث آزار کسی بشیم...

:)

خواهش می کنم :)

:)

کلنگ همساده پسر
مگر کامنت و کامنت کشی است. فکر نمی کنم کامنت نگذاشتن به معنی نیا وبلاگ من باشد برای کسی! یا این که نکند این طوری باد؟!! :))

نه همیشه که اینطور نیست!

من می گم نکنه اینطور باشه?!!

یا اینکه اگه کسی واقعا خوشش نیاد به چه شیوه ای باید بگه?!

خلاصه که پیچیده س کلا! :/

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان