لازمه...

از راهروی تونلی شکل ایستگاه ارم سبز می ترسیدم
در حدی که وقتی توش قدم می زدم دچار تنگی نفس می شدم،
همیشه از کنار ترین قسمت راهرو
و باسر کاملا پایین قدم می زدم تا حال بدم رو به حداقل برسونم
و این مسیر رو با بیشترین سرعتم می رفتم تا سریعتر تموم شه و ازش خارج شم،
حالا که به خاطر دانشگاهم دوبار در روز مجبورم از داخل همون راهروی ترسناک عبور کنم،
دیگه از کنار راه نمی رم،
دیگه سرم رو پایین نمی ندازم،
تو این مدت انقدر تو این راه بودم که حالا
با سر کاملا بالا و در مرکزی ترین قسمت راهرو
و با نگاه کاملا مستقیم به مرکز اون تونل حرکت می کنم،
با سرعت کاملا ملایم!
تو نگاه اول خیلی چیز مثبتی به نظر میاد
تو نگاه اول یه شجاعت، یه قدم کوچولو به نظر میاد!
نه؟!

اما من دارم از عادت حرف می زنم...! :)

راهروی تونلی شکل ایستگاه ارم سبز همیشه ترسناکه برا من،
همیشه تنگی نفس میاره با خودش،
اما من بهش عادت کردم!
می دونید!
من نمی دونم عادت چیز خوبیه یا نه،
اما فکر می کنم جزو اون چیزایی باشه که گاهی عذابه،
گاهی نعمت!
و حتی گاهی یه نعمت عذاب آور...
. عارفه . ۱۵ خوشم اومد :)

نظرات  (۱۴)

حاج مهدی
عادت غلبه کردن به ترسی بی‌مورد؟ به نظر مثبت میاد!

شاید...

جو لیک
خیلی ترسناکه راهروش. انگار هیچوقت تموم نمیشه.

اوهوم... حس خفقان داره...

gandom baanoo
خیلی بی دلیل یاد سهراب افتادم!
" زندگی چیزی نیست که لب تاقچه عادت از یاد من و تو برود" !!!

منم از پله‌های نیم‌ساخته ساختمونای نیمه کاره میترسم!
کارآموز که بودم اونقدر مجبور بودم ازشون بالا برم که عادت کردم... ولی دو سال بعدش که رفته بودم سر کار باز میترسیدم! باز عادت کردم! و الان باز میترسم!! :/
چرا من ترسم نمیریزه واقعا؟!! :)))

نمیدونم... به یه چیزی یه جایی اون ته مه های ذهن ربط داره شاید...

محمود بنائی
:) من اولین بار بعد از فاجعه منا رفتم اونجا، کلا اشهد میگفتم تا آخرش.
همون عادت کردن هم یک جاهایی خوبه( البته همچین عادتهایی) ناشی از اطمینان خاطره. مثل چیزهایی که گندم بانو مثال زد برای منم اتفاق افتاده، بعد از چند بار دیگه خیالت راحت میشه که اتفاقی برات نمیفته، یک نوع اعتماد پیدا میکنی.

شاید اما بحث جبرش رو هم نمیشه انکار کرد...

علیرضا
من بهش میگم مواجه با عامل ترس
بنظرم خوبه
عین ترسیدن از آب و همون لحظه پریدن توی آب

خودم از ارتفاع میترسم اما با این حال عاشق کوه و صخره و پرتگاه هستم و میرم و با خودم و ترسم مواجه میشم

یا از پشت بوم برج ها به پایین نگاه می کنم تا ترسم بریزه

این از زاویه خوبشه..اما زوایای دیگه ای هم هست...

مهراد فروتن
عادت
هم خوبه هم بد

اوهوم...

ببر بنگال
برترستون غلبه کنید تا دیگه دچارش نشید .

:|

N.K :)
بنظرمن بیشتر ی نعمت عذاب آوره...

هوم...شاید...

مرتضی سمایی
سلام
به نظرم بستگی داره به چه چیز عادت کنیم اونوقت میشه گفت عادت کردن خوبه یا بد (البته خودتون هم اشاره فرمودید) ولی در مورد تونل ارم سبز فکرکنم خوب باشه:)
منم روزی دوبار ازش رد میشم :(:(
نعمت عذاب آور !!!!! چه پاردوکس زیبایی

سلام

نمیدونم...

:)

مـــهـ ـیـا ر
عادت بدترین مرضی است که انسان بهش گرفتار است.
عادت به زندگی حتی!

سلام جناب مهیار... خوش برگشتید :)

ولی گاهی لازمه...

منتظر اتفاقات خوب (حورا)
هممون عادت داریم به چیزایی عادت کنیم. حتی به ترس هامون!

اوهوم...

نفس نقره ای
اوهوم عادت کردن و انجام دادن اصلا به معنی دیگه نترسیدن نیست

اوهوم...

ریتکو
جالب بود
یک من
خیلی خوب بود . عادت ... بشریت رو گاهی این عادت و فراموشی نجات داده گاهی هم کشته .

اوهوم...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان