نم باران نشسته روی شـــــعرم، دفترم یعنی

نمی بینم تو را ابری ست در چشم ترم یعنی 

 

سرم داغ اســــــــــــــت یک کوره تبم انگار

فقط یکریز می گردد جــهان دور سرم یعنی

 

تو را از من جدا کردند و پشت میله ها ماندم 

تمام هستی ام نابود شـــــــــد بال و پرم یعنی

 

نشستم صبح وظهروعصردرفکرت فرو رفتم 

اذان گفتند و من کاری نـــکردم کافرم یعنی ؟!


اگر ده سال برمی گشتم از امروز می دیدی

که من هم شور دارم،عاشقی را از برم یعنی

 

تن تو موطن من بوده پس در سینه پنهان کن 

پس ازمن آنچه می ماند به جا،خاکسترم یعنی

 

نشستم چای خوردم، شعر گفتم، شاملو خواندم

اگرمنظورت این ها بود، خوبم ... بهترم یعنی!  

 

"مهدی فرجی"


+

نشستم هم چای خوردم،هم شاملو خواندم...فقط شعر نگفتم :/

ولی بهترم یعنی :)