1.تهران در بعد ازظهر : دو رمانی که از مستور خوندم رو بیشتر دوست داشتم اما همچنان قلم مستور دلنشینه. :)

2.کوری : کتابی دردآور و انرژی بر، اما خیلی خوب!

3.سال بلوا : بازم سبک خاص معروفی، حس می کنم مخاطبش رو تو یه حالت معلق بین چند تا زمان و چند تا شخصیت رها می کنه، نمی تونم بگم خوب یا بد، ولی این معلق بودنه حس جالبیه، نسبت به سمفونی مردگان با این کتاب ارتباط بهتری گرفتم.

4.قلعه حیوانات : موضوع جالبی داشت و خوشم اومد خیلی اما قبول دارم خیلی هنرمندانه نوشته نشده بود، شاید چون خیلی اعتراضی بوده! نمی دونم!
5.مسخ : در عین سادگی و یکنواخت بودن اما به نظرم بسیار غم انگیز!

6.کافکا در کرانه : یه کتاب تقریبا قطور، مخاطب رو طوری کنجکاو می کنه که به راحتی تو سه یا چهار روز خونده می شه!(البته من با سرعت مطالعه ی خودم حساب کردم،شاید بقیه حتی زودتر بخونن!)
این رمان با دوتا داستان شکل می گیره که فصل های زوج مربوط به یکی و فصل های فرد مربوط به شخصیت دیگه می شه؛ دو تا داستان موازی شاید!
اوایل کتاب موارد عجیب فقط در حد جذاب کردن داستانه اما از یه جایی به بعد شما مرز بین واقعیت و افسانه رو گم می کنید و کم کم طوری جلو می ره که شما رو غرق می کنه و شگفت زده!