۵ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

کسی که دوستش دارم...

کسی که دوستش دارم باهوش نیست.

از آنهایی نیست که رتبه اش در کنکور دو رقمی شده باشد،

از آنهایی نیست که ،

هوافضایِ شریف و 

پزشکیِ شهید بهشتی و 

حقوقِ تهران ، قبول شده باشد!

کسی که می خواهمش ،

مو های پرپشت خیلی مشکی ندارد،

کسی که تمام فکر و ذکرم شده است ، 

قدِ بلند و شانه های ستبر ندارد،

اویی که در لحظه لحظه ی زندگی ام است،

رگ خواب خانم ها را نمی داند!

بلد نیست زبان بریزد!

اویی که دلبسته اش شدم ،

گونه هایش چال نمی افتد!

کت و شلوار مارک نمی پوشد!

عطر شَنِل نمی زند!

از آن ماشین های گران ندارد!

هیچوقت راهش به رستوران های معروف و گران نخورده است که بگوید:همان همیشگی !!!

او

شبیه آنهایی که باید باشد نیست،

اما 

در نگاهش ،شرمی ،

در صحبت کردنش ،حیایی،

و در خنده هایش ،متانتی دارد،

که من ، در کسی جز او ندیدم!

اویی که می خواهمش ،همیشه خیلی تند راه می رود و چند کتاب زیر بغلش دارد.

مسیرش را با اتوبوس و مترو و تاکسی ،

و زمانی که دلش گرفته باشد ،پای پیاده می رود!

عطر خوشبویی می زند 

اما

خودش هم نمی داند چه مارکی ست!!!

لباسش ساده است!

پیراهن چهار خانه ای که همیشه یک خودکار بیک در جیبش است،

یا تی شرتی معمولی!

با شلوار کتان یا جین ،از آن سنگین ها!!!!

کسی که دوستش دارم ،

کفش های گران و چرم اصل نمی پوشد!

کفش هایش اسپرت و معمولی ست!

کسی که می خواهمش ،

عینک بدون فریم می زند!

از آنهایی ست که از خیلی از مد های روز خبر ندارد!

از آنهایی که بیشتر اوقات می شود در خیابان انقلاب پیدایش کرد!

کسی که دلم را برده است،

بی نهایت ساده است

و همین سادگی اش است که مرا آتش می زند...


ع.غ

۳۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

نم باران نشسته روی شعرم...


نم باران نشسته روی شـــــعرم، دفترم یعنی

نمی بینم تو را ابری ست در چشم ترم یعنی 

 

سرم داغ اســــــــــــــت یک کوره تبم انگار

فقط یکریز می گردد جــهان دور سرم یعنی

 

تو را از من جدا کردند و پشت میله ها ماندم 

تمام هستی ام نابود شـــــــــد بال و پرم یعنی

 

نشستم صبح وظهروعصردرفکرت فرو رفتم 

اذان گفتند و من کاری نـــکردم کافرم یعنی ؟!


اگر ده سال برمی گشتم از امروز می دیدی

که من هم شور دارم،عاشقی را از برم یعنی

 

تن تو موطن من بوده پس در سینه پنهان کن 

پس ازمن آنچه می ماند به جا،خاکسترم یعنی

 

نشستم چای خوردم، شعر گفتم، شاملو خواندم

اگرمنظورت این ها بود، خوبم ... بهترم یعنی!  

 

"مهدی فرجی"


+

نشستم هم چای خوردم،هم شاملو خواندم...فقط شعر نگفتم :/

ولی بهترم یعنی :)

۲۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

دلتنگی ...

چون ذره ای دلم شده از بس ندیدمت

چیزی شبیه دانه ی هل، بلکه ریز تر...


"محمد عابدینی"


+

دلتنگی درده 

حالا اگه این دلتنگی واسه کسی باشه که بهش دسترسی نداری خیلی درده

ازون دردتر ، اینه که واسه روزایی باشه که دیگه نداری شون...

و خیلی دردتر ازون ، اینه که اون شخص هم توی همون روزا باقی مونده باشه...



+ببخشید شب عیده و گفتن اینا شاید تاثیری تو حالم نداشته باشه ولی خب...منو ببخشید ...
۱۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

خیلی نچسبن :/

وقتی که از انتخاب رشته ت راضی باشی دروس عمومی می شن یه سری درس مزخرف و اضافی و الکی!

وقتی از انتخاب رشته ت ناراضی باشی دروس عمومی می شن یه سری روزنه ی امید!!!

و من

درحال حاضر,

حالت اول هستم....

البته

مدت ها پیش

حالت دوم بودم...

۲۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

مکالمه طور 1

- راستی بعدا یادم بنداز پولِ اون پفک و تخمه و آلوچه ها رو حساب کنم باهات!

+ نه بابا این حرفا چیه ، باهم می خوریمشون دیگه! D:

- نه دیگه! اونا رو برا خودم خریدم! D:

+ :| :|



پ.ن:ینی انقدر ما خوبیم!!!! اصلا اهل تعارف نیستیم! :|

:)))))


اون که + ست منم!

۱۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰