عارفه هستم، این‌جا می‌نویسم، اما این‌جا نقاشی نمی‌کنم؛ گفتنی‌‌هایم، این‌جاست؛ نگفتنی‌‌هایم، در نقاشی‌هایم.
+
یک‌روز پاییزی بود که این‌جا را ساختم، به مانیتور خیره بودم و فکر می‌کردم، همان لحظات، آرمان گرشاسبی در گوشم خواند: مرا باور کنی یا نه، تویی پایان ویرانی؛ انگشتانم روی کیبورد لغزیدند: تویی پایانِ ویرانی...


+نوشته‌ی این بخش، گاهی ممکن است تغییر کند یا بیشتر و کمتر شود.