۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

از سری دسته گل های من(2)




می دونید این چیه؟!
این پایه ی رژه!
اینجا یه قفسه س!
دوسال پیش کنار این دوستمون که تو تصویر می بینید (البته دوستمون اونموقع کامل بود)
یه چسب قطره ای قرار داشت
و بر اثر نمی دونم چی، این چسب سرنگون می شود
و محتویاتش در قفسه خالی می شود...
روزی از روز های دو سال پیش،
من بی خبر از همه جا،
هرچی این رو برمی داشتم، برداشته نمی شد،
هی می کشیدم، هی نمیومد!
اصلا اینجا جای این دوستمون نبوده هاااا
همینجوری موقتی اونجا گذاشته شده بود...ولی خب دیگه موند! :|
با استفاده از استون و ازین قبیل تلاش ها فقط شی کناری ش رو تونستیم جدا سازی کنیم که آثارش هم دقت کنید، موجوده!
ما همه ی تلاشمونو کردیم ولی متاسف شدیم آخرشم!
چون فقط سرش دراومد و پایه ش جا موند برای همیشه!
دوسال ازون روز می گذره و ایشون به محکمی روز اول اینجا حضور دارن, هیچ !
یه فضای پِرت هم ایجاد کردن که دیگه تو قفسه خیلی چیزا نمی شه گذاشت اصلا!
۲۸ نظر موافقین ۱۵ مخالفین ۰

مکالمه طور 2

ساعت سه شب!

- خوابی؟
+نه
-عه! تو هم خوابت نمی بره؟!
+اوهوم، میای بازی؟!
-بازی؟!؟! چی؟!
+اسم فامیل! :))
-پایه ام :))

                 *******

از ع!

اسم:
-عسل
+علی

فامیل:
-عرفانی
+علوی

غذا:
-عدسی
+عدس پلو

گل:
-عشقه
+عشقه

اشیا :
-عروسک
+عینک

حیوان :
-عنتر
+ننوشتم

ماشین:
-علگانس
+قبول نیست O_o
-خارجیه از کجا معلوم فارسی ش ع نباشه!
+به نظر من قبول نیست ولی باشه :/

میوه :
-عالو
+این دیگه خدایی قبول نیستO_o
این فارسیه مشخصا با الفه!
-مهم تلفظشه !!!
+من دیگه حرفی ندارم :|

یحتمل ساعت سه شب بشینی اسم فامیل بازی کردن همین می شه !!!

:)))
۳۲ نظر موافقین ۲۶ مخالفین ۰

باید بتونم!

باید پاشم بند کفشامو سفت کنم و راه بیفتم و به دونه دونه دیوارای شهر سر بزنم...
موافقین ۱۱ مخالفین ۰

کالای داخلی!

یه تیزر تبلیغاتی هست که جدیدا تلویزیون نشون می ده!

یه خواهر و برادر کوچولو توی خونه تصمیم می گیرن کیک درست کنن!

گویا تولد یکی از افراد خانواده ست.

تمام تلاششونو می کنن و با وجود اینکه احتمالا مهارتی ندارن یه کیک درست می کنن!

وقتی آماده می شه و در فر رو باز می کنن،

پسر بچه هه می گه: سوخته؟

خواهرش می گه : نه برشته شده!

پسر بچه هه می گه: سوخته هاااا!

خواهرش اخم می کنه!

برادره نگاه می کنه و با کمی اضطراب سرش رو به نشونه ی تایید تکون می ده و می گه: برشته شده!

صدای در میاد و پدرشون وارد می شه،

با خوشحالی کیک رو می گیرن دستشون و می رن جلوی در تا به پدرشون بگن که کیک درست کردن

و در کمال ناباوری تو دست پدرشون یه کیک آماده می بینن و تمام خوشحالی از تو صورتشون محو می شه...

در ادامه توی کادر بسته این جمله دیده می شه:

"با خرید کالای خارجی تولید کننده ی داخلی را دلسرد نکنیم"


نمی دونم ...در حدی نیستم که نقد کنم!!!

ولی حس می کنم این تشبیه چندان درست نبود!

اینکه اون کیک سوخته بوده(ببخشید برشته شده)

و اینکه توسط دو تا کوچولوی بی تجربه درست شده

و قطعا به خوبی و خوشمزگی اون کیکی که پدرشون خریده نمی شه!

اینا غیر قابل انکاره!(از نظر من)

اگه این تشبیه رو انجام دادن پس می شه این قیاس به وجود بیاد که :

تولید کننده های داخل حکم کوچولوهای بی تجربه و کم یا بدون مهارتی رو دارن

که در نهایت هم یک محصول نه چندان با کیفیت تولید می کنن

و ما تنها به این دلیل که خیلی با محبتیم(!!!)

و نمی خوایم تولید کننده های داخل دلسرد بشن، خریدار محصولاتشون هستیم!!!!


نمی خوام هیچ گاردی نسبت به هیچ سمت و سویی بگیرم!

فقط احساس کردم این تشبیه مناسبی نبود!

لا اقل اگر واقعا قصد اینو داریم که فرهنگ خرید تولیدات داخلی رو رواج بدیم، این تشبیه مناسب نبود!

۲۸ نظر موافقین ۲۳ مخالفین ۰

سکوت...

تو شهر شلوغ تهران

برای تجربه ی سکوت

باید سر ظهر رفت تو کوچه پس کوچه های تنگ منیریه و امیریه...

اونجا می شه پیداش کرد...

۲۸ نظر موافقین ۲۴ مخالفین ۰