189

شاید کسی متوجه نشد که تو کودکی م چرا گاهی کفش هام ظاهر کودک پسندی نداشتن...

و گاهی حتی اجازه ی خرید کفش مورد علاقه م رو به من ندادن...

چون: "اون خیلی بچگونه نبود"


اولویت انتخاب کفش برای من مدل ظاهری ش نبود...

من موقع خرید به طرح ته کفش نگاه می کردم ،

و اگه می پسندیدم اونوقت ظاهرش رو مقایسه می کردم!

دلم می خواست وقتی باهاش می رم تو شن های نرم طرح خوشگلی بیفته رو شن ها،

یا اگه از تو آب رد می شدم و بعد میومدم رو آسفالت، طرح خوشگلی از رد خیسی ش بیفته!

دلم می خواست اگه باهاش رفتم تو گِل، گِل طرح قشنگی بیفته روش...

اولویتم طرح ته کفش بود!

البته نه خیلی آشکارا که کسی الویتم رو بفهمه و بخنده!


نمی دونم از کِی،

ولی حالا خیلی وقته دیگه به ته کفشا نگاه نمی کنم...

امروز ته کفشمو دیدم و احساس کردم چقدر طرحشو دوست دارم :)

اگه خیس باشه چقدر طرحش آسفالتو قشنگ می کنه،

چقدر گِل رو قشنگ می کنه،

چقدر شن های نرمو قشنگ می کنه...


چه قدر کفشم قشنگه :)

. عارفه . ۳۰ خوشم اومد :)

نظرات  (۳۲)

Mr. Moradi
چه حالب :) منم به ته کفش دقت می‌کردم ولی اولویتم نبود :)

:)

نرگس سبز
پسر
میشه با این داستان نوشت

واقعا?!

پس یه ذهن خلاق برای نوشتن نیاز داشته فقط ... ;)

نفس نقره ای
عه من تا حالا ته هیشکدومشونو ندیدم چه بااااحال ایول :))

این دفعه اگه تونستید نگاه کنید :)

... آبو ...
تا حالا بهش فکر نکرده بودم... یعنی اصلاً حواسم به ردپاهایی که تا حالا روی زمین میذاشتم نبود... آخه موضوع کم اهمیتی نیست... از این به بعد وقتی میخوام کفش بخرم حتماً بهش دقت میکنم... ممنون از شما... پست خیلی خوبی بود :)

خواهش میکنم ، مهمه...حتما نگاه کنید به ته کفش :)

gandom baanoo
واقعا دنیای کودکی قشنگی داشتی!!! پر از رویا و خیال و پر از حس خوب :)
دلم از این دنیای کودکی‌ها خواست!!

من فقط سعی می کردم با تخیل و رویا قشنگش کنم :)

عوضش شما حال قشنگتری دارید که من و خیلی ها نداریم ...

مرضیه ...
جان :)

^_^

محمد حسین
ملت تو بچگیاشون چه فانتزیایی داشتن :/
حالا من فانتزیم بود این بود این مرتبه که بیرون رفتم اسماتیز بخورم یا پفک نمکی :)))

والا...

تنوع خوراکی تونم کم بوده که! :/ [عینک دودی]

رامین :)
:)
چقدر لطیف :)

مچکرم :)

~ فو فا نو
و باز هم از این پستای دلچسب به قلم عارفه بانو :) من جدا خیلی زاویه دیدتون رو دوس دارم...
حرف نرگس هم تایید میشه :دی

مچکرم ازینهمه لطفتون ، واقعا کامنتتون کلی سرذوق میاره منو همیشه ... :)

^_^

محمد حسین
از بس بچه قانعی بودم از همون موقع ها :))

والا...

پس اینطور! :)

رگ ها
ما سال آخر دبیرستان سه شنبه ها ساعت آخر با کف کفشامون روی مانتوی بقیه طرح مینداختیم
طرح کف کفش من خیلی طرفدار داشت :)) گل گلی بود!

چه جالب! :))

نرگس :)
چه حس خوبی داشت این پست:)
بچگیتون چه قشنگ و شیرین بوده.. حیف که نمیذاشتن بر اساس الویت خودتون کفش انتخاب کنین.
منم در حال حاضر طرح ته کفشمو دوس دارم^_^ پر از ستاره اس.

خداروشکر :)

:)

چه خوب!

جو لیک
چیگدر خاص و جذاب!
من تا حالا به طرح کف کفشم نگاه نکرده بودم. فقط چک می کردم باهاش نخورم زمین و عاج ماج هاش به راه باشه!

:))

این موضوع درمورد کفش های زمستونی صدق میکنه برا من :)

علیرضا
چه جالب

:)

محمود بنائی
من عاشق یک کفش ورنی سفید بودم هر وقت میرفتیم تعاونی زل میزدم بهش اما ... عشق بی سرانجامی بود.
بعضی کفش های نو هم بوی خوبی میدادن، اونارو هم دوست داشتم.
از این کفش تابستانی های جلو باز هم متنفر بودم:/
تا حالا به نقش کف کفشم دقت نکرده بودم ولی!

از بوی کفش و لباس نو خوشم نمیاد به دلایلی! :/

اگه تونستید اینبار نگاه کنید :)

مـهـ ـیـار
پس از همون بچگی عشق نقش و طرح بودید :)
که الان هم هنرمند شدید :))

شاید یکی از دلایلش بوده باشه ![آیکون تفکر]

البته هنوز خیلی مونده تا هنرمند شدن ... :)

مسـ ـتور
رد پای آدما خیلی مهمه
خوبه که به ردپات اهمیت میدی
که قشنگ باشه........

اوهوم مهمه... :)

گمـــــــشده :)
فکر خیلی جالبی بوده ها
خوشم اومد راستش

حس جالبی هم داره ، امتحان کنید :)

منتظر اتفاقات خوب (حورا)
چه جالب:)) تا حالا اینجوری فکر نکرده بودم^__^

:) ^_^

مرتضی سمایی
سلام
جالبه که در کودکی اینقدر خلاق بودید به نظرم خیلی جلوتر از سنتون بودید.
ردپایی که در دل و فکر آدمها میگذاریم هم مهمه
قطعاً اونجا هم طرح ردپای شما زیبا و جاودان خواهد بود

سلام

شما خیلی لطف دارید ، مچکرم...امیدوارم همینطور باشه...:)

مترسک ‌‌
قبلاً هم بهت گفتم که یکی از خاص‌ترین افرادی هستی که می‌شناسم، اینم به دلایل قبلی‌ام اضافه شد ;)

کامنتای شما درمورد کودکی هام همیشه برام جذابه ... :)

N.K :)
منم همیشه ب کف کفشم نگاه میکنم ولی فقط برای چک کردن ک خوب باشه و مشکلی نداشته باشه برای پوشیدن یا پیاده روی ولی طرحی ک بیفته روی گل برف شن...نه تا حالا دقت نکرده بودم..

چقدر خوب بود پستت عارفه :)

:)

خوب خوندید شما :)

عاشق بارون ...
یعنی نفر آخری شدم که می‌گم چه پست خوبی؟ :))) خیلی جالب بود. :))

عیبی نداره دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است! ;))

البته دیرم نیست !ممنون :)

علیرضا
+ طاهره: این کفشا تو رو یاد چی میندازه؟
- دوستِ طاهره: هنوز اینارو داری؟!
+ آره...
- چقدر جنس خوب بهت دادم... ببین نوئه نو مونده!
+ بیخود شلوغش نکن... ربطی به جنس کفش تو نداره... منم که جایی ندارم برم !

دیالوگ : به همین سادگی

:)

یه دوست
ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﻳﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺧﺮﻳﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻧﮕﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﻧﺪﮐﻲﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ. ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﮐﻤﻲ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ، ﺟﺎ ﺑﺎﺯﻣﻲ ﮐﻨﺪ. ﺧﺮﻳﺪﻡ، ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ، ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺟﺎ ﺑﺎﺯﻧﮑﺮﺩ، ﻓﻘﻂ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﻱ ﭘﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﺳﺎﺧﺖ.
ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ، ﺑﻬﺮ ﺣﺎﻝ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻧﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ، ﺩﺭﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﻲ ﭘﻮﺷﻢ.
ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻫﻢ، ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ. ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ. ﮐﻔﺸﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺮﻧﮓ ﺑﻮﺩ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻭ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ.

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﺩﺍﺷﺖ. ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻃﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ حملش ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯼ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﺗﺒﺪﯾﻞﺷﻮﺩ. ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ.
ﺍﻣﺮﻭﺯ کفش ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ!

:)

ببر بنگال
با خوبی‌ها و بدی‌ها، هر آنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،
برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد
سال نو مبارک

ممنون و همچنین

مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
:)آخی

:)

شـمـلـ ـیا
,چه قشنگ *_*

هیچ وقت دقت نکردم ولی ازین به بعد نگاه میکنم :)

اوهوم نگاه کنید ... :)

یک آشنا
تاحالا اینطوری بهش نگاه نکرده بودم
نگاه جالبی است

:)

علی
چه فکر نازکی! :)

:)

شارمین
عزیزم! چه بامزه! =)


سلام

:)

سلام

Vafa 1192
شاید باورت نشه ولی منم رد کفشهای روی آسفالت یا شن یا گل برام جالب بود. اولویتم نبود اما منم اگه طرح زیر کفشم قشنگ بود بیشتر دوسش میداشتم

چه خوب :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان